بحران عمیق بیکاری فاجعه هولناک تر از نگرانی های پس از 2014 برای افغانستان

موضوع اشتغال یکی ازمسائل اساسی درهرکشوروحكومت است که ازدغدغه های فکری خانواده ها،اجتماع ودولتهابه شمارمیرود.باسط احمد حافظي

با وصف سرازیر شدن کمک های هنگفت بین المللی آمار بیکاری در افغانستان هنوز هم بسیار نگران کننده بوده و این روند هنوز هم سیر صعودی خود راطی مینماید،بر اساس آماری که از سوی اتحادیه کاگران و کارکنان افغانستان بنشر رسیده از مجموع  نفوس 27 ملیون تن بیش از ده ملیون تن از افغانها بیکار میباشند،که بیشترین بیکاران را طبقه جوان تشکیل میدهد.

اکنون این مسئله نه تنها گریبان گیر افرادی که تخصص یا تحصیلات عالی ندارند گردیده،بلکه تعداد بیشماری از محصليني که سالانه از موسسات تحصیلات عالی فارغ میشوند،نیز دچار عدم موجودیت کار میباشند.

از آنجائیکه اشتغال رابطه مستقیم باتداوم بنیاد مستحکم خانواده ها،پیشرفت اقتصادی جامعه وکشوردارد وباحل آن بسیاری ازمشکلاتی که جامعه دامنگیرآن است حل میشود.

بد بختانه افزایش بیش از حد میزان بیکاری در کشور باعث ایجاد فقرو نگرانی در خانواده ها گردیده و این چالش فراروی خانواده های افغان ،اطفال زيرسن شان را به خیابانها کشانده تابه فروشندگي،پالش بوت،موترشويي وكارهاي شاقه اي ديگربپردازند.

و همین قسم بیکاری در بین قشرتحصیل کرده ومتخصص درافغانستان باعث فرار مغزها از کشور گردیده و یاهم در مواردی این افراد به کارهای گماشته میشوند،که نمیتوان از آنها استفاده مثبت نمود یعنی نیروی جوان کاری ومتخصص باتوجه به تخصصهایشان به کارگماشته نمیشوند، بلکه اجبارآبه کارهای دیگری صرفاًبه دلیل مدرکی که از پوهنتون دارند جذب میگردند.

و این در حالیست که پس ازایجادحکومت انتقالی ملیاردها دالرکمکهای بین المللی وانسان دوستانه کشورهای مختلف رادولت افغانستان اخذنموده است براساس آماری که ازسوی وزارت مالیه چندی پیش به نشررسیده بودپس از فروپاشی رژیم طالبان از سال2001 – 2009 بیش از 36 بلیون دالردولت افغانستان کمکهای بین المللی را اخذ نموده است ولی متأسفانه با وصف سرازیر شدن کمک های هنگفت بین المللی دولت افغانستان هنوز نتوانسته است که گامهای مؤثری را درراستای فقرزدایی وکاهش سطح بیکاری بردارد. و در شرایط کنونی این معضله عمیق هشدار از عوارض وپیامدهای ناگواراجتماعی، اقتصادی وحتی سیاسی به گونه ای میدهد، که درصورت تداوم آن میتواند منجر به ایجاد بحرانهای اجتماعی واقتصادی غیر قابل باورگردد.

درذیل به بعضی ازنتایج وپیامدهای دور از انتظار میپردازیم:

  1. روی آوردن افرادبه صفوف مخالفان مسلح دولت افغانستان ازجمله طالبان…
  2. افزایش فساداجتماعی وجرایم جنائی منجمله قتل،اختطاف ودزدی…
  3. فرارمغزهای متخصص وچیزفهم جامعه…
  4. افزایش میزان مهاجرتهای اجباری به دلیل عدم موجودیت کار…
  5. ایجاداحساس بي ارزشي ودرپی آن آلوده شدن افرادبه اعتیاد…

و ده ها موارد هولناک دیگر …..

تحت شرایط بد اقتصادی کنونی وسطح بالای بیکاری وفقر،افغانستان را بایک فاجعه انسانی مواجه ساخته است،که پیامدهای مخرب وزیانباراین فاجعه بادرنظرداشت توانایی های دولت افغانستان غیرقابل کنترول ودورازتصوربلخصوص پس ازخروج نیروی بین المللی خواهد بود.

باسط احمد حافظي مالیزیا

هزاران سال قبل در شمال ولایت هرات شهری بنام کهندژ( قهندز ) وجود داشت که به قول سیفی، این شهر را بخت النصر، پنجصد سال قبل از شهر قدیم هرات و بعد از قلعه اختیار الدین، آباد کرده است. بعضی مورخین هم بنای آن را بنام "خورنوش حاکم عصرمنوچهر" نسبت میدهند و مسلم است که کهندژ، قبل از شهر قدیم هرات بنا شده است. کهندژ، قرنها در پهلوی شهر هرات، با ترقی یا انحطاط، مواجه بوده و روایت است که در صدر اسلام، یعنی در حدود قرن اول هجری، شهر کهندژ هزار و پنجصد سرای(منزل نشیمن)، هشت مسجد جامع، نهصد مسجد و دوکان، چهل حوض و هژده حمام داشته و در عین حال پرورشگاه و اقامت گاه بسی از عالمان و عارفان بوده است، که از جمله میتوان از پیر هرات، حضرت خواجه عبدالله انصاری رح( ۳۹۶-۴۸۱ ) که در کهندژ تولد و تربیت یافته است، نام گرفت. در قرن ششم در فتنه ملا حده، تخریباتی درین شهر رخ داده و در هجوم وحشیانه قوای چنگیزی( ۶۱۷ ) بکلی محو و منهدم شده است. کهندژ در قرون اخیر تدریجا" هموار شده و اراضی آن تحت زرع در آمد، اما بعضی حصص مرتفع، باز هم بصورت تپه های بلند باقی مانده که به مصرخ و تل قطبیان شهرت یافته بود، ولی درین دهه های اخیر، از آن تپه ها هم اثری نیست و در عوض، خانه ها و آبادی های زیادی در اطراف آن، به مشاهده میرسد.

*

*

Top